من و رورویکم!
چند روزه که رورویک ایلیا رو افتتاح کردیم و ایلیا حسابی یاهاش حال میکنه... اینجام داره با رضایت تمام با رورویکش بازی میکنه... قربون اون پاهای کوچولووووووش. قربون اون خنده های نازت... ...
نویسنده :
فرناز فرجی
20:52
چشمای ناز ایلیا.
هووووورا من میشینم...!!!
پسر خوشگل ما چند روزه که به کمک بالش و کوسن نشستن رو شروع کرده: و حسابی از نشستم لذت میبره!: نگاه کنین اینجا چقدر جدیه.... و اینجا هم در حال فضولی کردن در مورد اطرافیانشه! ...
نویسنده :
فرناز فرجی
20:48
عمو سهیل و قیچی سحر آمیز
دیشب عمو سهیل در یک اقدام سریع موهای نازتو کوتاه کرد(به بهترین وجه) آخه عمو سهیلت یکی از بهترین آرایشگرای غرب تهرانه! دیشب بالاخره به ما افتخار داد و با قیچی سحر آمیزش موهاتو حسابی صفا داد... دستش درد نکنه... تو هم که انگار نه انگار داره موهاتو کوتاه میکنه ...نشسته بودی با انگشتای پات بازی میکردی. بعدشم که من بردمت حموم. حالا شدی یه مرد کوچولوی واقعی.!!! ...
نویسنده :
فرناز فرجی
13:50
فیگور ای ناناز.
ایلیا و اخلاق بسیار بسیار خوبش!!!
پ سر گلم چند روزه خیلی بد اخلاق شدی عزیزم... همش در حال غر غر و گریه کردنی.... دیروز که رفتیم هایپر استار فقط نیم ساعت تو کالسکه دووم آوردی و بعد یا بغل من بودی یابغل بابا و یا عمه. خلاصه کلی ناز کردی و ادا در آوری ... منم واسه اینکه از دلت در بیارم و نازتو بکشم، برات از هایپر دستبند گرفتم و یه تاپ شلوارک که خیلی بهت میآد. با همین غر غر کردنات بازم عاشقتم و میپرستمت پسملکم . ! ...
نویسنده :
فرناز فرجی
20:13
واکسن چهار ماهگی قهرمان من.
پسر گلم دیگه حسابی مرد شدی ... عکس قیل واکسن: بالاخره واکسن چهارماهگیتم زدی...قربون اون شجاعتت...عزیزم. ظهر بردیمت خانه بهداشت اول بهت قطره فلج اطفال دادن بعدم واکسنت رو زدن ... خیلی دردت اومد از درد کبود شدی بعد زدی زیر گریه بابایی بغلت کرد و آرومت کرد ... بعد از ٥ دقیقه انگار نه انگار که واکسن زدی ...کوچولوی مغرور من! ولی خودمونیم تا ٣ روز اخمو و غرغرو بودی البته خونه مامان بزرگ و عمه اینا بودیم که اونا نذاشتن من زیاد خسته بشم... مامان بزرگ (عزیز جون) دستت درد نکنه.... عمه جون دستت درد نکنه... دیروز هم بردیمنت آزمایش خون... آزمایشگاه مرکزی توی ولیعصر...آخه گفتن فقط اونجا واسه فاویس...
نویسنده :
فرناز فرجی
13:36
مهمونی دو دوست!
چند روز پیش دوست صمیمی ١٥ ساله ام اومد خونه مامانم البته با خواهرش که تازگی ها نینی دار شده یه دخمل بانمک کوچولو به اسم سارینا ... خلاصه ... شمام شدین دو تا دوست کوچولو... انقد شیطونی میکردی ...
نویسنده :
فرناز فرجی
13:15
ایلیا و هاپو قرمزه!
اینم یه عکس با هاپو مورد علاقه ات! ...
نویسنده :
فرناز فرجی
18:04












