یه روز تو خونه اسباب بازی با ایلیا ی شیطون بلا.
امروز که داشتیم تو راهروی بوستان رد میشدیم تا خونه ی اسباب بازی رو دیدیم ، سریع گفتی : ""بیرم بچی ها بازی بوکو نم "" هیچی دیگه...منم دلررررححححممم گفتم بریم حالا این بماند که برات چند ثانیه پیش بستنی دستگاهی گرفتم و وقتی هوس خونه اسباب بازی زد به سرت و گفتی بریم من گفتم باشه بستیتو بخور گفتی نمیخورم سیر شدم!!! هیچی دیگه بستنی رفت تو آشغالها!!! منم خیلیییی ریلکس بودم بریم ادامه میگم چیه این سری با سری های پیش فرررق داشت این عکس مال یه هفته پیشه این جریانه... اینجام بستنی دستشه گفتم به موضوع میخوره خخخخ بستنی ذکر شده سالم و لیس! نخورده بوذ واما قضیه اینسری: همونجوری که تو عکس معل...
نویسنده :
فرناز فرجی
3:17








