ایلیا محمدیایلیا محمدی، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره

ایلیا نفس مامان و بابا

تولد یکسالگی آقا ایلیا

بالاخره روزی که یکسال منتظرش بودیم رسید... سالروز پا گذاشتن یه فرشته ی کوچولوی خوشگل و ناز روی زمین... تولد ایلیا کوچولوی ما...واقعا باورش سخته...باورم نمیشه یکسال گذشت...چقدر زود...چقدر زیبا... دلم برای تک تک لحظه هاش تنگه...واسه اولین باری که دیدمت... اولین باری که بغلت کردم ... اولین باری که بهت شیر دادم...اولین باری که نگاهم به نگاهت گره خورد و دلم لرزید... و همه ی اولین هایی که باتو تجربه کردم...وشگفت انگیز ترین تجربه ی دنیا... مادر شدن...تو به من مادر شدن رو هدیه کردی...حسی که انگار وجود آدم رو دو تکه میکنه ... وقتی که حس میکنی دیگه یک نفر نیستی ... و چقدر زیباست این حس... حالا بعد از یکسال...یکسالی...
21 ارديبهشت 1391

ایلیا بی دندون دندوندار شد....هوووورااااا

بالاخره بعد از ١١ ماه ایلیا ی بی دندونه ما افتخار دادن و اولین دندونشون رو به معرض نمایش گذاشتن!!! ما انقدر منتظره دندون بودیم که دیگه کارمون به توهم زدن رسیده بود...ههههه... این رو هم بگم که اصلا مامان و بابا رو اذیت نکردی سر دندونت... قربون اون مروارید کوچولوی تیزت.... اینم آش دندونیت: اینم از خودت با آش دندونیت: بعدا نوشت: اینم یه عکس از دندونت...تازه اون یکی دندونتم معلومه...(مورخ١٣ اردیبهشت) به زحمت همین یه عکسم گرفتم!!!   ...
27 فروردين 1391

تولد 11 ماهگی آقا ایلیا

اصلا نمیفهمم روزها چطوری میگذره و روز بروز به تولد یکسالگیت نزدیکتر میشیم.... امروز تولد ماهگردت بود ...آخرین ماهگردی که بهانه ای بود واسه کیک خریدن و دور هم بودن... خونه عمو مجید و زن عمو لیدا بودیم دلم برای این ماهگردها تنگ میشه...(شاید بازم بگیرم) من و بابا عاشقتیم نفس مایی....بوووس... اینم از کیکت( فعلا سالمه) اینم ایلیا در حال چشیدن کیک...(فکر کرده بازم میتونه بترکوندش!!!) اینم مهمونت آرش....همسایه پایینی عمو مجید اینا :   ...
21 فروردين 1391

تاتی تاتی های آقا ایلیا

پسر خوشگلم تو توی یازده ماهگیت یواش یواش تاتی تاتی رو یاد گرفتی و اصلا هم از تنهایی راه رفتن نترسیدی... چند وقتی بود که قدم های کوچیکی بر میداشتی و تلپ می افتادی زمین...و من و بابا همیشه تو این فکر بودیم که چقدر پوشک ضد ضربه ی خوبیه !!! واگر نبود.... همیشه پیش خودم دوست داشتم که زودتر راه بیافتی و من قدم های کوچولو و خوشگلتو بشمرم... تو هم زیاد منتظرم نذاشتی و  بلاخره یه هدیه ی بزرگ به مامان و بابا دادی... وقتی اولین قدمهاتو دیدیم فکر کردیم اشتباه میکنیم...اما بار بعد از خوشحای منفجر شدیم و سریعا به هر کی میشناختیم زنگ زدیم و خبر دادیم... وای که چقدر لذت بخش بود اولین لحظات راه رفتنت...فکر کنم واسه خودتم خی...
21 فروردين 1391

جشنواره نوروزی آتلیه سها

دوستداران ایلیا از همین الان میتونن به این سایت برن و به ایلیا کوچولو رای بدن... http://soha.torgheh.ir/festival/festivalPage.php?festival=1  ایلیا محمدی http://soha.torgheh.ir/festival/festivalPage.php?festival=1    كنار اسم و عكس هر بچه اي يه كادر كوچولو هست كه از 1 تا 5 توش نوشته. روي پنج کیلیک کنین بعد براتون يه كادر ديگه باز مي شه كه بايد حروف و وارد كنيد. بعدش كه ثبت و بزنيد و مي گه راي شما با موفقيت ثبت شد براي راي دادن به بقيه ديگه لازم نيست اون حروف و بزنيد و همين كه يه عدد راي بدين ثبت مي شه. شماره ايليا 93...زده ايليا محمدي.... مرسی مرسی... ...
18 فروردين 1391

آتلیه سها

اینم عکسای آتلیه ایلیا که همه گفته بودن رمز بده .  من تصمیم گرفتم بدون رمز بزارم که دوست جونا اذیت نشن....   توضیح :اکثر عکسها بدون رتوش هستند...   ...
15 فروردين 1391