بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
ایلیا نفس مامان و بابا
ایلیا نفس مامان و بابا
خاطرات نی نی کوچولو و مامان و باباش
91
تاريخ : چهارشنبه 13 / 2 / 1391 | نویسنده : فرناز فرجی

hendooneye man

تورو خدا نگاه کجاها که نرفته....:

keshoo miz

miz pc

در حال گرفتن شماره ...  ههههه

aloooo

kharid

ددر:

mashin savari

dadar

تموم شد...




بازدید : 30 مرتبه | موضوع :
90
تاريخ : 27 / 1 / 1391 | نویسنده : فرناز فرجی

بالاخره بعد از ١١ ماه ایلیا ی بی دندونه ما افتخار دادن و اولین دندونشون رو به معرض نمایش گذاشتن!!!نیشخند

ما انقدر منتظره دندون بودیم که دیگه کارمون به توهمنیشخند زدن رسیده بود...ههههه...

این رو هم بگم که اصلا مامان و بابا رو اذیت نکردی سر دندونت...

قربون اون مروارید کوچولوی تیزت....

اینم آش دندونیت:خوشمزه

dandooni

اینم از خودت با آش دندونیت:

dandooni...

بعدا نوشت:

اینم یه عکس از دندونت...تازه اون یکی دندونتم معلومه...(مورخ١٣ اردیبهشت)

dandoon1

به زحمت همین یه عکسم گرفتم!!!

 




بازدید : 26 مرتبه | موضوع :
89
تاريخ : دوشنبه 21 / 1 / 1391 | نویسنده : فرناز فرجی

اصلا نمیفهمم روزها چطوری میگذره و روز بروز به تولد یکسالگیت نزدیکتر میشیم....یول

امروز تولد ماهگردت بود ...آخرین ماهگردی که بهانه ای بود واسه کیک خریدن و دور هم بودن...هورا

خونه عمو مجید و زن عمو لیدا بودیم دلم برای این ماهگردها تنگ میشه...(شاید بازم بگیرم)

من و بابا عاشقتیم نفس مایی....بوووس...

اینم از کیکت( فعلا سالمه)خوشمزه

cake 11

اینم ایلیا در حال چشیدن کیک...(فکر کرده بازم میتونه بترکوندش!!!)

cheshidane cake!!!

اینم مهمونت آرش....همسایه پایینی عمو مجید اینا :

2 doooost

 




بازدید : 28 مرتبه | موضوع :
88
تاريخ : 13 / 1 / 1391 | نویسنده : فرناز فرجی

سیزده به در رفتیم دور از شهر یه روستایی که اسمش بیدگنه بود...با خانواده ی بابایی...بیست نفری بودیم...به صرف صبحانه و نهار و شام.

همراه با یک فروند کامیون و سه ماشین سواری...نیشخند

خیلی خیلی خوش گذشت مخصوصا که امسال یه فرشته کوچولو هم همراهمون بود...

یه فرشته ی تنبل که ٧٠ درصد سیزده به در رو لالا بود.و بقیش در حال شیطنت!!!

یه عکس تکی:

13 darbe

اینجا در حال آواز خوندن و دست زده بودی...

dast dast

یه عکسم با پسر عموی خوشگلت امیر جووون:

 

pesar amoo+

اینم از سیزده به در امسال ما....




بازدید : 25 مرتبه | موضوع :
87
تاريخ : سه شنبه 15 / 1 / 1391 | نویسنده : فرناز فرجی

اینم عکسای آتلیه ایلیا که همه گفته بودن رمز بده .

 من تصمیم گرفتم بدون رمز بزارم که دوست جونا اذیت نشن....قلب

 



ادامه مطلب...

بازدید : 548 مرتبه | موضوع :
86
تاريخ : جمعه 18 / 1 / 1391 | نویسنده : فرناز فرجی

دوستداران ایلیا از همین الان میتونن به این سایت برن و به ایلیا کوچولو رای بدن...هورا

http://soha.torgheh.ir/festival/festivalPage.php?festival=1

 ایلیا محمدی

soha

http://soha.torgheh.ir/festival/festivalPage.php?festival=1

 

 كنار اسم و عكس هر بچه اي يه كادر كوچولو هست كه از 1 تا 5 توش نوشته. روي پنج کیلیک کنین بعد براتون يه كادر ديگه باز مي شه كه بايد حروف و وارد كنيد. بعدش كه ثبت و بزنيد و مي گه راي شما با موفقيت ثبت شد

براي راي دادن به بقيه ديگه لازم نيست اون حروف و بزنيد و همين كه يه عدد راي بدين ثبت مي شه.

شماره ايليا 93...زده ايليا محمدي....
مرسی مرسی...




بازدید : 303 مرتبه | موضوع :
85
تاريخ : سه شنبه 1 / 1 / 1391 | نویسنده : فرناز فرجی

....عید نوروز مبارک....

پسرکم بالاخره سال نو رسید...اولبن بهار زندگیت...عیدت مبارک...

امیدوارم امسال سال خوبی واست باشه...

منو بابا عاشقتیم...

نووروز 91

7 sin

 




بازدید : 93 مرتبه | موضوع :
84
تاريخ : يکشنبه 6 / 1 / 1391 | نویسنده : فرناز فرجی

چند روزه که آقا ایلیای ما به تنهایی(واسه ١٠-٢٠ ثانیه) وایمیسته....

خیلی باحال میشه یه جور حالت ترس داره که فوق العاده بامزس...

بعدا نوشت:تا تاریخ ٦ فروردین ایلیا میتونه به تنهایی واسه چند دقیقه بایستد و یکی دو قدم لرزان بردارد.

 standing

قهرمان کوچولوو




بازدید : 83 مرتبه | موضوع :
83
تاريخ : 21 / 12 / 1390 | نویسنده : فرناز فرجی

پسر کوچولوی ما داره به سرعت برق و باد بزرگ میشه ... انقدر سریع که داره یادم میره یه روزی یه نینی خیلی کوچولو بود که حتی نمیتونست غلت بزنه...اما حالا یواش یواش داره راه میره....هورا

خدایا چقدر زود روز ها از کنار هم رد میشن...شکر...لبخند

واقعیتش دلم تنگ شده واسه وقتی که تو بغلم میگرفتمت و  ٥٠ سانتی بودی  !!!فرشته

بی خیال...

تولد ده ماهگیت مبارکه...به جمع دو رقمی ها خوش اومدی...

در اینجا منو بابا تصمیم گرفتیم سورپرایزت کنیم و علاوه بر خریدن کیک واسه تو اونو در اختیارت گذاشتیم تا هر کاری که عشقت میکشه باهاش بکنی...تو هم نامردی نکردی و...ابرو

آخ جون بازم کیک:

Akh joon

میشه از نزدیک یه نگاه بهش بندازم؟؟؟

iliyaaa

میشه یه کم برم نزدیکتر؟؟؟

iliiii

وای میخوام لمسش کنم.... 

cake & iliya

وای پس چرا اینجوری شد؟؟؟

bahbah

وای چقدر خوشمزس...

bah

دیدید خودم بلدم کیک بخورم!!؟؟

khordamesh

اینم کیک قبل از حمله:

ghabl az hamle

 




بازدید : 97 مرتبه | موضوع :
82
تاريخ : جمعه 12 / 12 / 1390 | نویسنده : فرناز فرجی

روز دوازدهم اسفند من موفق شدم با ایلیا به اولین دورهمی با دوستاش برم...که به همت یکی از دوستای

خوبم جور شده بود....

 

ما با یه عالمه نینی با ماماناشون دور هم بودیم و حسابی به هممون خوش گذشت...و سمانه خانووم(دوست جونم) باعث شد بهباحال ترین مهمونی عمرم برم...وای که خیلی حال داد...

علاوه بر ایلیا منم موفق به دیدن  دوست های خوبم شدم...

اینم از  عکسها....

Dorhami

اینم معرفی تک تک نینی ها:

کیمیا جونم: خوشگل - مهربوون - شیطون - کنجکاو - بازیگوش. 

kimiya

ژینو خانووم:یه خانووم کامل - ساکت - آروم - نمکی و ناز - فکر کنم خجالتی:

jhinoo

الینا خانووم: کوچولوو ترین نینی - خوشگل - آروم - نگاه جذاب:

Elina

بردیا:فوق العاده دوست داشتنی - خنده های قشنگ - مهربون - آقا:

bardiya

فراز: آرووم - ساکت - با دقت - پسر خوب - فکر کنم خواب آلو هم بود جیگر!

faraz

طاها: خوشگل و بور و چشم رنگی - سفید و تپلی - مامانی - یه پارچه عسل!

taha

مهدی: شیطوون زیر پوستی!!! مظلوم - ملایم - خوش تیپ - خوشگل - با نمک

mehdi

امیر علی: باحال - با نمک - بازیگوش - شیطوون - کنجکاو ...

amirali

یونا : که از همه بزرگتر بود ١ سال و شش ماهه فکر کنم... - فوق العاده شیطوون - البته خوشگل و خوش تیپ...

yona

و ایلیا: پسملی گل و گلاب خودم :

ili

و در آخر کیکی که خاله خاطره زحمتشو کشیده بود (خیلی خوشمزه بود)

cake22




بازدید : 131 مرتبه | موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 10 صفحه بعد
Daisypath - Personal pictureDaisypath Happy Birthday tickers