بالاخره بعد از ١١ ماه ایلیا ی بی دندونه ما افتخار دادن و اولین دندونشون رو به معرض نمایش گذاشتن!!!
ما انقدر منتظره دندون بودیم که دیگه کارمون به توهم
زدن رسیده بود...ههههه...
این رو هم بگم که اصلا مامان و بابا رو اذیت نکردی سر دندونت...
قربون اون مروارید کوچولوی تیزت....
اینم آش دندونیت:

اینم از خودت با آش دندونیت:

بعدا نوشت:
اینم یه عکس از دندونت...تازه اون یکی دندونتم معلومه...(مورخ١٣ اردیبهشت)

به زحمت همین یه عکسم گرفتم!!!
بازدید : 26 مرتبه | موضوع :
اصلا نمیفهمم روزها چطوری میگذره و روز بروز به تولد یکسالگیت نزدیکتر میشیم....
امروز تولد ماهگردت بود ...آخرین ماهگردی که بهانه ای بود واسه کیک خریدن و دور هم بودن...
خونه عمو مجید و زن عمو لیدا بودیم دلم برای این ماهگردها تنگ میشه...(شاید بازم بگیرم)
من و بابا عاشقتیم نفس مایی....بوووس...
اینم از کیکت( فعلا سالمه)

اینم ایلیا در حال چشیدن کیک...(فکر کرده بازم میتونه بترکوندش!!!)

اینم مهمونت آرش....همسایه پایینی عمو مجید اینا :

بازدید : 28 مرتبه | موضوع :
سیزده به در رفتیم دور از شهر یه روستایی که اسمش بیدگنه بود...با خانواده ی بابایی...بیست نفری بودیم...به صرف صبحانه و نهار و شام.
همراه با یک فروند کامیون و سه ماشین سواری...
خیلی خیلی خوش گذشت مخصوصا که امسال یه فرشته کوچولو هم همراهمون بود...
یه فرشته ی تنبل که ٧٠ درصد سیزده به در رو لالا بود.و بقیش در حال شیطنت!!!
یه عکس تکی:

اینجا در حال آواز خوندن و دست زده بودی...

یه عکسم با پسر عموی خوشگلت امیر جووون:

اینم از سیزده به در امسال ما....
بازدید : 25 مرتبه | موضوع :
اینم عکسای آتلیه ایلیا که همه گفته بودن رمز بده .
من تصمیم گرفتم بدون رمز بزارم که دوست جونا اذیت نشن....
بازدید : 548 مرتبه | موضوع :
دوستداران ایلیا از همین الان میتونن به این سایت برن و به ایلیا کوچولو رای بدن...
http://soha.torgheh.ir/festival/festivalPage.php?festival=1
ایلیا محمدی

http://soha.torgheh.ir/festival/festivalPage.php?festival=1
كنار اسم و عكس هر بچه اي يه كادر كوچولو هست كه از 1 تا 5 توش نوشته. روي پنج کیلیک کنین بعد براتون يه كادر ديگه باز مي شه كه بايد حروف و وارد كنيد. بعدش كه ثبت و بزنيد و مي گه راي شما با موفقيت ثبت شد
براي راي دادن به بقيه ديگه لازم نيست اون حروف و بزنيد و همين كه يه عدد راي بدين ثبت مي شه.
شماره ايليا 93...زده ايليا محمدي....
مرسی مرسی...
بازدید : 303 مرتبه | موضوع :
پسر کوچولوی ما داره به سرعت برق و باد بزرگ میشه ... انقدر سریع که داره یادم میره یه روزی یه نینی خیلی کوچولو بود که حتی نمیتونست غلت بزنه...اما حالا یواش یواش داره راه میره....
خدایا چقدر زود روز ها از کنار هم رد میشن...شکر...
واقعیتش دلم تنگ شده واسه وقتی که تو بغلم میگرفتمت و ٥٠ سانتی بودی !!!
بی خیال...
تولد ده ماهگیت مبارکه...به جمع دو رقمی ها خوش اومدی...
در اینجا منو بابا تصمیم گرفتیم سورپرایزت کنیم و علاوه بر خریدن کیک واسه تو اونو در اختیارت گذاشتیم تا هر کاری که عشقت میکشه باهاش بکنی...تو هم نامردی نکردی و...
آخ جون بازم کیک:

میشه از نزدیک یه نگاه بهش بندازم؟؟؟

میشه یه کم برم نزدیکتر؟؟؟

وای میخوام لمسش کنم....

وای پس چرا اینجوری شد؟؟؟

وای چقدر خوشمزس...

دیدید خودم بلدم کیک بخورم!!؟؟

اینم کیک قبل از حمله:

بازدید : 97 مرتبه | موضوع :
روز دوازدهم اسفند من موفق شدم با ایلیا به اولین دورهمی با دوستاش برم...که به همت یکی از دوستای
خوبم جور شده بود....
ما با یه عالمه نینی با ماماناشون دور هم بودیم و حسابی به هممون خوش گذشت...و سمانه خانووم(دوست جونم) باعث شد بهباحال ترین مهمونی عمرم برم...وای که خیلی حال داد...
علاوه بر ایلیا منم موفق به دیدن دوست های خوبم شدم...
اینم از عکسها....

اینم معرفی تک تک نینی ها:
کیمیا جونم: خوشگل - مهربوون - شیطون - کنجکاو - بازیگوش.

ژینو خانووم:یه خانووم کامل - ساکت - آروم - نمکی و ناز - فکر کنم خجالتی:

الینا خانووم: کوچولوو ترین نینی - خوشگل - آروم - نگاه جذاب:

بردیا:فوق العاده دوست داشتنی - خنده های قشنگ - مهربون - آقا:

فراز: آرووم - ساکت - با دقت - پسر خوب - فکر کنم خواب آلو هم بود جیگر!

طاها: خوشگل و بور و چشم رنگی - سفید و تپلی - مامانی - یه پارچه عسل!

مهدی: شیطوون زیر پوستی!!! مظلوم - ملایم - خوش تیپ - خوشگل - با نمک

امیر علی: باحال - با نمک - بازیگوش - شیطوون - کنجکاو ...

یونا : که از همه بزرگتر بود ١ سال و شش ماهه فکر کنم... - فوق العاده شیطوون - البته خوشگل و خوش تیپ...

و ایلیا: پسملی گل و گلاب خودم :

و در آخر کیکی که خاله خاطره زحمتشو کشیده بود (خیلی خوشمزه بود)

بازدید : 131 مرتبه | موضوع :














